آیا حیوانات میتوانند زبان گونههای دیگر را یاد بگیرند؟
تاریخ، ساعت: 20 اسفند 1403, 15:25زومیت
حیوانات هر روز میشنوند که گونههای دیگر با همنوعان خود ارتباط برقرار میکنند. اما آیا آنها میفهمند که دیگران چه میگویند؟
هر سال ما بیشتر دربارهی نحوهی ارتباط حیوانات با یکدیگر میآموزیم. تحقیقات نشان میدهند که فیلها با تکان دادن گوشهای خود و ایجاد صداهای غرغر به یکدیگر سلام میکنند، نهنگهای عنبر صداهای کلیک خود را براساس زمینهی مکالمهشان تغییر میدهند و کلونیهای موش صحرایی برهنه حتی «لهجه» خود را دارند.
واضح است که برقراری ارتباط در قلمروی حیوانات پیچیدگیهای خود را دارد؛ اما با وجود تمام این روشهای منحصربهفرد برای برقراری ارتباط، آیا ممکن است یک حیوان «زبان» گونه دیگری را بیاموزد؟ به نظر میرسد، نمونههایی از حیوانات وجود دارد که زبان گونههای دیگر یاد میگیرند و حتی از صداها یا سیگنالهای گونههایی غیر از گونههای خودشان استفاده میکنند؛ اما هنوز سؤالات زیادی دربارهی آنچه در سر آن حیوانات میگذرد، وجود دارد.
در درجهی اول، باید توجه داشته باشیم که گرچه زبان، استعارهای مفید در درک متقابل بین گونهها است، حیوانات مانند انسانها زبان ندارند. سیمون دبلیو. تاونسند، استاد انسانشناسی تکاملی در دانشگاه زوریخ به لایوساینس گفت:
زبان نوعی سیستم ارتباطی مختص به گونه انسان است. هنگام مطالعهی حیوانات، دانشمندان به جای استفاده از اصطلاحات انسانمحور مانند «زبان» ویژگیهای خاص ارتباط را بررسی میکنند؛ مانند صدایی که معنای خاصی دارد.
وقتی صحبت از دریافت صداهای گونههای دیگر میشود، پرندگان یکی از بهترین مثالها هستند. یک مطالعه دربارهی مهاجرت پرندگان آوازهخوان نشان داد که پرندگان انفرادی میتوانند تماسهای گونههای دیگر پرندگان را در مسیر مهاجرت خود درک کنند و از این طریق به حفظ ایمنی و سفرهای طولانی کمک کنند. بنجامین ون دورن، نویسنده اول این پژوهش و استادیار منابع طبیعی و علوم محیطی دانشگاه ایلینوی اوربانا میگوید: «ما اساسا به دنبال الگوهای غیرتصادفی در صداسازی بودیم.»
پژوهشگرها بررسی کردند که آیا صدای گونههای مختلف در حین نجواسازی کنار یکدیگر ضبط شدهاند یا خیر و سپس از دادههای جمعآوری شده برای پشتیبانی از مفهوم برقراری ارتباط بین گونهای استفاده کردند؛ بنابراین این تصور که مهاجرت مرغ آوازهخوان، سفری انفرادی است، از بین رفت. با اینحال دادههای آنها هنوز قادر به رمزگشایی از آنچه پرندگان بهطور دقیق میگویند نیست. ون دورن میگوید:
منطقی است که فکر کنیم ارتباطی اجتماعی بین گونهها وجود دارد یا خیر. فکر میکنم این تماسها میتوانند اطلاعات بیشتری از آنچه در حال حاضر درک میکنیم داشته باشند.
بااینحال یادگیری یک زبان چیزی فراتر از درک آنچه میشنوید است و به توانایی صحبتکردن گفته میشود. در اینجا، بوچانگای دمچنگالی (Dicrunus adsimilis)، پرنده کوچک و سیاهی که در سراسر آفریقا یافت میشود، نمونهای برتر است.
بوچانگاها عادت دارند حیوانات دیگر را دنبال کنند تا بتوانند مقداری از غذای آنها را بدزدند. توماس فلاور، مدرس زیستشناسی در دانشگاه کاپیلانو در کانادا، این پرندگان را در حالی که گروهی از میرکتها را تعقیب میکردند، مطالعه کرد. او متوجه شد که بوچانگاها از زنگ هشدار خود استفاده میکنند؛ صدای جیغی که نشان میدهد شکارچی در حال نزدیکشدن است و به این روش میرکتها ترسیده و به داخل سوراخهایشان میروند و به این ترتیب بوچانگاها میتوانند ضایعات غذا را بردارند.
بااینحال به گفتهی فلاور استراتژی فوق باعث موقعیت «چوپان دروغگو» میشود. میرکتها متوجه میشوند که زنگهای هشدار یک حیله هستند؛ بنابراین با شنیدن صدا غذای خود را رها نمیکنند و مخفی نمیشوند.
اینجاست که استعدادهای ویژهی بوچانگاها آشکار میشود. بوچانگاهای دمچنگالی نهتنها صدای هشدار سایر حیوانات اطراف خود را تشخیص میدهند، بلکه یاد میگیرند که آن تماسها را به نفع خود تکرار کنند. وقتی این پرندگان متوجه میشوند که زنگ هشدار خودشان دیگر کار نمیکند، شروع به تقلید صدای زنگ پرندگان دیگر میکنند یا حتی صدای زنگ خود را تکرار میکنند. با جابهجایی منظم زنگهای هشدار گونههای مختلف، بوچانگاها میرکتها را مضطرب و جریان دزدیدن غذا را حفظ میکنند. فلاور میگوید:
آنها میدانند که از گونههایی که دنبال میکنند، تقلید کنند؛ زیرا با انجام این کارها میتوانند عمل فریب خود را ادامه دهند. بوچانگاها همچنین پرندگان دیگر را تعقیب و زنگ خطرشان را تقلید میکنند تا غذایشان را بدزدند.
در نتیجه بوچانگاهای دمچنگالی میتوانند به طور انعطافپذیر صدایی از گونههای دیگر را یاد بگیرند و از آن به نفع خود استفاده کنند. وقتی یک صدا متوقف شود، به صدای دیگری روی میآورند و به این ترتیب این حیوانات میتوانند یادگیرندههای غیرقابل پیشبینی باشند.
فلاور همچنان میخواهد بداند زمانی که بوچانگا از تماسهای کاذب به سود خود استفاده میکند، دقیقا چه چیزی در ذهنش میگذرد. مشخص نیست که آیا بوچانگاها قصد دارند حیوانات دیگر را فریب دهند یا خیر. چنین رفتاری به فرآیندهای شناختی پیچیدهتر اشاره دارد. یا اینکه آنها به تازگی یاد گرفتهاند که تکرار صداهای خاص به یک وعدهی غذایی منجر میشود. او به لایوساینس گفت: «ارائهی شواهد تجربی واضح از فریب عمدی یا غیرعمدی بسیار مشکل است.»
فلاور میگوید او هنوز شواهدی ندیده است که نشان دهد بوچانگاهای جوان وقتی شروع به تقلید زنگ هشدار میکنند، در حال فریب حیوانات دیگر هستند؛ اما او خاطر نشان کرد که انسانهای جوان هم صداهایی را که درک نمیکنند، تکرار میکنند و در نهایت از طریق آزمون و خطا معنا را یاد میگیرند. در حال حاضر بوچانگاها برخی نشانههای یادگیری زبان را نشان میدهند؛ اما قطعیت این موضوع هنوز به صورت راز باقی مانده است.